خرید بک لینک
از ابتدای پاییز نود وشش تا به حال تنها دو بار آسمان دلش برایمان سوخت و با چند قطره باران میزبانی کرد

پاییز که رفت زمستان آمد دلمان به برفش خوش بود اما دی ماه که آمد خشک و خالی رفت بعضی روزها هوا آنقدر گرم بود که میشد وسط زمستان با یک لباس تابستانی خیابان های شهر را گز کرد.

و این مردم شهرم را غمگین کرده بود میگفتند خشکسالی در راه است فضای مجازی پر شده بود از دعا برای باران و برف باریدن حتی خودم دیدم که صفحه ی اول روزنامه ای تیتر زده بودند نماز باران کشاورزان فلان استان!

میترسیدم میترسیدیم!

یکی از مسایلی که روزانه در احوال پرسی ها مطرح میشد همین آب و هوا بود.

بهمن که آمد شش روزش گذشت و بازهم خدا رحمتش را مثل قبل روانه ی شهرهایمان نکرد اما

امروز هفتم بهمن ماه نود و شش بالاخره: 

_برف آمد_

هوا سرد است. سوز دارد. اما در همین سرما ته دلمان با همین برف های سپید داغ داغ است.

بارش های امسال کم بود میگویند میزان بارش ها در کشورم نزولی شده کاش وضع تغییر کند.

خدایا دوستت داریم

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۶ساعت 17:22 به روایت ♥روشنک♥  | 

برچسب: نویسنده: مریم رضایی تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1396 ساعت: 13:38

صفحه بندی