آخرین روزهای 97 - تاریخ: 1398/3/18 ساعت: 9:28
۲۷ اسفنده و تولد مهربان به هزار دلیل نشد براش کادو بخرم و فقط از راه دور تبریک گفتم ولی فکر کنم خوشحال شد خیلی زیاد، مدت زیادی بود که مثل دیشب پیامک بازی نکرده بودیم یه جورایی با اومدن گوشیای اندروید
رمضان 98 قسمت اول - تاریخ: 1398/3/18 ساعت: 9:28
خب این هم از اولین دقایق هیفدهم اردیبهشت ۱۳۹۸، هنوز به گفتن و نوستن 98 عادت نکردم ولی تجربه ثابت کرده انسان خیلی زود به همه چیز عادت میکنه، حتی به بالا و پایین شدن لحظه ای قیمت ها ...بگذریم.خداروشکر ک
فرهنگی - تاریخ: 1398/3/18 ساعت: 9:28
باید بیام از کتاب یادت باشد و خاطرات سفیر و فیلم 23 نفر هم بنویسم :)
وصال (!) - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 21:43
گفت به هم رسیدنشان کنسل شد و شاید میان آدم های مجازی اطرافش من بیشتر از همه میدانستم که چقدر دلداده شده بودندتا آنجا که دختر لباس های مراسم های بعدی را و پسر انگشترِ نشان کردن را خریده بود. چقدر هر دو
بیوشیمی - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 21:43
بیوشیمی, جان تا قبل از امتحان عاشقت بودم کتابت را دوست داشتم و اصلا از اسمت ذوق در چشم هایم خود نمایی میکرد اما از همان قبل ترش هم از استادی که تدریست به نامش ثبت شده بود متنفر بودم و هر حس تنفری از یک
موضوع انشا: دوست دارید همسرتان در آینده چه شکلی باشد؟ - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 21:43
مدتیست که میخواهم بیایم ویژگی هایی که دوست, دارم همسر آینده, ام آیینه ی تمام قدشان باشد را لیست کنم... اگر بگویم که من همیشه باور داشته ام و دارم و خواهم داشت که مردِ آینده, ام یک انسانِ همه چیز تمام است
از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته؟! - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 21:43
دیشب که نت گردی زده بود به سرم نام تو را با یک عبارت دینی جست و جو کردم عکس هایت یکی یکی ردیف شد آدم هایی بودند که از من عاشق تر بوده و عکس نوشته های رنگارنگ برایت ساخته بودند. چند سایت را بالا وپایی
ترم تابستان - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 21:43
وقتی سوم ابتدایی را در تابستان, و همراهِ تدریس مامان خواندم و به عبارتی جهشی یک سال را در سه ماه خلاصه کردم لذت شتابان حرکت کردن در زندگی را فهمیدم نا گفته نماند آن سالها جهشی خواندن شکافِ عمیقی میانِ
آرامشِ نگاهِ یک شهید - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 21:43
دو سه روزی میشود که خودت را در زندگی ام کمرنگ کرده ای من اما تصویرت با لباس رزمیِ جنگ را بک گراندِ گوشی ام گذاشته ام دلم میخواهد مدام در تیررس نگاهم باشی شاید پاکی ات از گناهانِ معمولی که برای هر آدم
روزمرگی های ستاره دار - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 21:43
اسمِ پست را گذاشتم روزمرگی, های ستاره, دار معلوم است که این پست به روزمرگی, هایم اختصاص می یابد و آن ستاره, دار بودنش هم بر میگردد به ویژه بودنش... دو سه روزیست غرقِ داستانِ رمانی شده ام که مطمئنا بی دلی
یک پاندای خسته ی دل شکسته - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 21:43
اونقدر این روزا بی حوصله م که نوشتن هم نمیتونه آرومم کنم. یه کانالِ کوچیک زدم که خودم توش بنویسم و خودمم بخونم که حتی دیگه کسیو نمیخوام که چند دقیقه وقت بذاره برا خوندنم. شاید بشه اسمشو گذاشت جزیره حس
حال دلت خوب میشود - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 21:43
منو ببخشید بابت جواب ندادن به کامنت ها حالِ خودمم ندارم حتی :(
وقتی خدا قسم میخورد برایت :) - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 21:43
موضوع برای نوشتن زیاد بود از برنامه ی تلویزیونی که خیلی از ایده ش خوشم اومد گرفته تا حرفا و اتفاقات محاوره ای که دوست داشتم اینجا ثبتشون کنم اما هر روز گفتم حالش نیست و نشد... ونبود هم... حدود دو شب
چند رویداد در یک برگ - تاریخ: 1396/12/1 ساعت: 13:38
دقیقا یادم نیست ولی گمان میکنم آخرین دیدارمان برگردد به دوماه قبل این روزها درگیر کارهایت شده ای و تایم دانشگاهم با تایم کلاس هایت جور در نمی آیند ندی
برف آمد :) - تاریخ: 1396/12/1 ساعت: 13:38
از ابتدای پاییز نود وشش تا به حال تنها دو بار آسمان دلش برایمان سوخت و با چند قطره باران میزبانی کردپاییز که رفت زمستان آمد دلمان به برفش خوش بود اما
ღ ღ سپیدنامه34 ღ ღ - تاریخ: 1396/7/29 ساعت: 13:02
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
بیست سالگی - تاریخ: 1396/7/29 ساعت: 13:02
بیست سالگی از مامان یک دنیا سپاس به خاطرکیک تولد شکلاتی با توت فرنگی من میگم بیست سال و یک روزم شده مامان میگه رفتی تو بیست و یک سالگی ولی من همون بیست سالمه :) + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۶ساعت 22:7 به روایت ♥روشنک♥ |
ღ ღ سپیدنامه32 ღ ღ - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 19:08
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
ღ ღ سپیدنامه33 ღ ღ - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 19:08
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
سطری برای دوستان پله پله تا ملاقات خدا :) - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 19:08
پاییز عاشقی ها دقیقه و ثانیه هایش را طی کرد تا بالاخره به همان روزی رسید که مرا در مسیر عاشقی خویش همراه کرده بود. من درست در این قسمت از تاریخ هم پا و هم پیمای پاییز شده ام و هر سال این هم پیمان شدنم با پاییز را لا به لای عطر ناب پاییزی و بارش برگ های رنگینش جشن میگیرم. غالبا کیک و دست و جیغ و هورا...

برچسب‌های مرتبط

نامه های آسمانی | نامه های آسمانی به شهدا | گربه ها همله | نژاد گربه ها همراه با عکس | رفتار گربه ها با هم | آیا گربه ها هم میشوند | علیک یا علی ابن موسی الرضا | السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی | السلام عليك یا علی ابن موسی الرضا | السلام علیک یا علی بن موسی الرضا