خوشبختانه قدرت خیالی از جانب خدا به بنده رسیده که حتی در اسفناک ترین اوضاع اجتماعی اقتصادی سیاسی و علی هذا باز هم میتوانم رمانتیک ترین لحظات را پشت پلک هایم به تصویر بکشم تا آنجا که حتی گاها مدلِ زدن قاب عکس های دو نفره مان را هم در ذهن مرور میکنم آنچنان که اگر سوالات مهم امتحانی را مرور کرده بودم یکی از شاخ های دانشگاه بودم لابد ... :/
البته باید اعتراف کرد که در اوضاع قاراش میشِ فعلی مدتی بود که درِ خیال را تخته کرده بودم که راندا برن با کتاب معجزه ی شکر گذاری اش به کمکم آمد و دوباره خیالم پرِ پرواز را به خود دید....
بگذریم نیت چیز دیگری بود :/
خلاصه امشب هم که خوابم می آید و مجال نوشتن نیست مرا امیدوارم فردا کامل در ذهنم خلقت کنم و بعد از آن وقت آن است که منتظر بمانم تا خدا تو را از آسمان تالاپی بیاندازد روی زمین ...
برچسب:
نویسنده: مریم رضایی