سفرت بخیر بانوی مهربان من تو که میروی از این شهر هوای این شهر هم میگیرد...
به سبزه ها
به پاکیه هوا
به درختان سبز قد کشیده همچو سرو
به پروانه های رنگارنگ
به ساحل صدف باران به آبی بیکران آسمان
به سرخی سیبش سبزی بیدش
امواج پرخروش دریایش
برسان سلام مارا
+ کاش میشد قد یک سنجاقک کوچک شوم و پرواز کنان بیایم به دنبالت یا که قد یک کتاب جا شوم در چمدانت امیدوارم سفرتون پر از خوشی و شادی و سلامتی و آرامش روحی باشه کتلتارم خوردین به یاد گربه ها باشین :)
+ به قول خانم گمجشکه هر کس میتواند یک چراغ برای دل تاریک دیگری باشد شب و سفر بخیر چراغ دلم...
برچسب:
نویسنده: مریم رضایی